السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
82
تفسير الميزان ( فارسي )
آن اختلافى كه خداوند در آيه مورد بحث يعنى در جمله * ( « وَلَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً » ) * منظور دارد ، همان اختلافى است كه در آيات قبل بيان داشته بود و آن اختلاف در امر دين بود كه مردم دو طايفه شدند اندكى اهل نجات و بيشتر ستمكاران و اهل هلاكت . بنا بر اين ، معناى آيه مورد بحث چنين مىشود : و اگر اختلاف كنند در امر دين ، بارى خدا را بدين وسيله عاجز نمىكنند ، چون اگر خدا مىخواست مىتوانست مردم را يك امت قرار دهد و در نتيجه در امر دين اختلافى ميان آنان پديد نيايد . پس در حقيقت اين آيه نظير آيه اى است كه مىفرمايد : « وَعَلَى اللَّه قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْها جائِرٌ وَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ » « 1 » و آيه « أفَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّه لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً » . « 2 » و بنا بر اين ، جمله * ( « وَلا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ » ) * نيز تنها راجع به اختلاف در دين خواهد بود ، زيرا همين اختلاف است كه قرآن براى ما بيان مىكند كه اگر خدا مىخواست از ميان مردم بر مىداشت . پس تقدير كلام چنين است : اگر خدا مىخواست اختلاف را از ميان ايشان بر مىداشت ليكن چنين نخواست در نتيجه مردم هم چنان تا ابد مخالف يكديگر خواهند بود . علاوه بر اينكه جمله * ( « إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ » ) * صريح در اين است كه از يك عده مخصوصى كه به ايشان رحم كرده اين اختلاف را برداشته . و ما مىدانيم كه اختلاف در غير دين را خداوند از هيچ طايفه مرحومه هم برنداشته ، ولى از ايشان اختلاف دينى را برداشته ، البته آن اختلافى را برداشته كه مذموم و ناشى از بغى و بعد از علم به حق است . جمله * ( « إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ » ) * استثناء جمله * ( « وَلا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ » ) * است ، يعنى مردم بعضى با بعضى ديگر در امر حق تا ابد اختلاف مىكنند مگر كسانى كه خداوند به آنان رحم كرده كه آنها در امر حق اختلاف نكرده و متفرق نمىشوند . و بطورى كه از آيه
--> ( 1 ) و بر خداست بيان عدل و راستى ، و بعضى راهها راه جور و ناراستى است و اگر خدا مىخواست همگى شما راى هدايت مىكرد . سوره نحل ، آيه 9 . ( 2 ) مگر كسانى كه ايمان آوردهاند ( از ايمان اينان ) مايوس نشدهاند ( و نمىدانند ) كه خدا اگر مىخواست همه مردم راى هدايت مىكرد . سوره رعد ، آيه 31 .